
به سکوت احتیاج دارم و به حجم عظیمی از آهنگ های محبوبم ... به رسم هر پاییز برای بابا سیب پوست میگیرم . یکی از درخت های سیب زرد شده و آن دیگری نه ، به دانه های انار گلپر اضافه میکنیم مثل هر سال جعبه های سیب و انار را چیده ایم کنار هم ، بابا پاییز ها را با خستگی سپری میکند ، دلم میخواست توی ذهنش باشم ، توی چشم های قهوه ای رنگش که چطور مرا میبیند که چطور برای نقشه های بر باد رفته ام غصه میخورد . حس میکنم باید یک کسی را داشتم که همه ی شکست هایم را بکوبد توی سرم و بگویید : (( دیدی نشد ؟ چون تو آدمش ...
ادامه مطلب
امسالم پر از رابطه های احساسی و تصمیم های عجولانه بود، لابه لای همین تصمیم یاد گرفتم ک چطور همه چیز را به یک بار خراب کنم و شب ها را های های گریه کنم، سال موفق نداشتم، پر از شکستو ناکامی و این ها، بزرگ تر شده ام و این را به وضوح حس میکنم، وارد روابط جدیدی شدم و کسی را پیدا کردم که تقریبا میتوانم اسمش را بگذام"عشق". سال مبهمی بود، پر از روابط مبهم، پر از روزهای دلگیر و تابستانی که با های های قبول ن...
ادامه مطلب
نمیخواهم به رویاهایم فکر کنم؛ می ترسم کسی از راه برسد و آن ها را با خودش ببرد، می ترسم کسی از راه برسد و تو را از توی سرم جمع کند و با خودش ببرد. می ترسم روزهای بعد از تو به "نیست " ها فکر کنم... . می ترسم یک دفعه تمام زندگی ام نیست بشود.....
ادامه مطلب
چرا چشم های خیسم ، گونه های سرخم ، دستان لرزانم و تپش قلبم خبر از سر درون نمی دهند؟...
ادامه مطلب
حاج مهدی رسولی هیئت ثارالله زنجان - کلیک، کلیک ...
ادامه مطلب
من ، یاد تو ، و خیابان های خیس این شهر...
ادامه مطلب
صبح و خمیازه های کشدار،صبح و مسیری مبهم،صبح و آبی سرد،شانه ی من ، دور شو از من موهایم را او بافته تاب گیسوانم از اوست؛ دور شو از من دورشو. دیماه . نود یک دوره ای از زندگی ام را کسی پوشانده است که نمیشناسمش، دفتر خاطرات آن سال ها را که میخوانم خودم را زنی مدهشون و پریشان میبینم که از داغ عشق مردی در تب میسوزد. من آن سال ها کسی را برای دوست داشتن نداشتم و به راستی هیچ برداشتی در باره ی "دوستت دارم" و چیزی تحت عنوان "عشق" نداشتم. هیچ چیز در مورد دوست داشتن و این قبیل چیزها نمیدانستم ولی با اهنگ های عاشقانه قلبم برای کسی میتپید و عاشقانه روزهایم را سپری میکردم ....
ادامه مطلب