
پرسیدم همین حالا به چی فکر میکنی؟ جئاب داد هیچ ! هیچِ هیچ ، گردنم تیر میکشید ،پادکستی را گذاشته بودم تا پخش شود توی فضای سرد اتاق ، هایده میخواند ، خانوم هایده دست هایش را برایم تکان میداد : دست ...
ادامه مطلب
قبلا آنلاین میشد ، دست و دلم میلرزید و چیزی نمیتونستم براش بنویسم ، میرفت...حالا آنلاین میشه، چشامو تنگ میکنم و قلبم یخ میزنه، چیزی براش نمینویسم و میره... گوش کنیم : سلام، {با نیش باز میفرماید :سلام آخه عزیزم } ...
ادامه مطلب
چرا چشم های خیسم ، گونه های سرخم ، دستان لرزانم و تپش قلبم خبر از سر درون نمی دهند؟...
ادامه مطلب
حواستان هست پرسیدن اینکه امام حسین(ع) چرا کشته شد هزاران بار مهم تر از پرسیدن این است که امام حسین(ع)چگونه کشته شد!؟ ای کاش صحبت از اهداف بود نه صحبت از بلا و مصیبت....
ادامه مطلب
هی تابستان به خاطر هر یازده عروسی و شادی که برایم به ارمغان آوری ممنونم. هی تابستان عزیز ممنون که خودت خودت را ترکاندی :دی شهریور های اینجا بی قرارند و خودشان را جزو پاییز میدانند برای همین این روزها تک تکمان با تابستان وداع میکنیم و به پاییز محبوب و دوست داشتنیمان سلام میکنیم. آخ پاییز... دسته گل عروس خوب است. خیلی خوب....
ادامه مطلب