ته نامه

خرید بک لینک

امسالم پر از رابطه های احساسی و تصمیم های عجولانه بود، لابه لای همین تصمیم یاد گرفتم ک چطور همه چیز را به یک بار خراب کنم و شب ها را های های گریه کنم، سال موفق نداشتم، پر از شکستو ناکامی و این ها، بزرگ تر شده ام و این را به وضوح حس میکنم، وارد روابط جدیدی شدم و کسی را پیدا کردم که تقریبا میتوانم اسمش را بگذام"عشق". سال مبهمی بود، پر از روابط مبهم، پر از روزهای دلگیر و تابستانی که با های های قبول نشدن گذشت. امسالم سال سالمی نبود، خلقیات بدم بدتر شده و تقریبا دیگر ورزش نمیکنم، نسبت به سال های دیگر قد کشیده ام، محیط زندگی ام و دیدگاهم تغییر کرده، دوستانم بهتر شده و وارد مسیری شده ام که فکرش را نمیکردم، سرنوشت یک چیزیست، علاقه یک چیز دیگر، من هیچوقت در عمرم فکر چنین اوضاعی را نمیکردم، خوب با بدش را نمیتوانم تشخیص دهم ولی از همین حالای خودم با همین سرنوشت، با مین پیش آمد ها لذت میبرم و دلم نمیخواهد به آینده ای فکر کنم که از بودن و نبودنش هیچ اطمینانی ندارم.

گفتم دوستش دارم و چه چیزی بهتر از این؟ قبلا هم گفته بودم دوستش دارم ، قبلا هم گفته بود دوسم دارد ولی حالا نمیگوید. ترسی ندارم ، نگران هم نیستم چون زمانِ فراموشی گذشته، تمام سعی و تلاشم را برای فراموشی کرده ام و بوم رسیده ام به آخرش، خب حقیقتا نمیتوانم فراموشش کنم یا حتی نمیتوانم بدی هایش را پنهان کنم،پس به درک که مرا نخواهد و این حرف ها که البته غلط میکند!

خدا جان 95 هم گذشت، همه مردنند، فامیل ها مردنند ،سیاسی ها مردنند، هنری ها مردنند، همه عروسی کردنند، عموها ، خاله ها ،پسر دایی ها، همه عروسی کردنند و همه ی من عاشق شد، من، من و باز هم من. خداجان 95 را بردار و با همه ی خوبی و ها و بدی هایش ببر.خداجان 96 را خوب کن، انقدری خوب که بابا همیشه لبخند بزند، انقدری خوب که افتاب هر روز مهمان خانه ی مان باشد، انقدری خوب که تا ابد دوستش بدارمف انقدری خوب که تا ابد عاشق بمانیم... .

خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: نامه, نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:45

صفحه بندی