از اینجا تا آنجا
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:45
قبلا آنلاین میشد ، دست و دلم میلرزید و چیزی نمیتونستم براش بنویسم ، میرفت...xa0حالا آنلاین میشه، چشامو تنگ میکنم و قلبم یخ میزنه، چیزی براش نمینویسم و میره...xa0 گوش کنیم : سلامxa0، {با نیش باز میفرماید :سلام آخه عزیزم }
درخت ، بانو
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:45
xa0سین، یک باری نذر درخت کرده بود، نذر کرده بود سه تا درخت گیلاس بکارد کنار تک درخت کوچه ، آن روزها حسودیم میشد که ای کاش درخت بودم ، ای کاش درخت بودم و سین مرا میگرفت توی دست هایش و میگذاشت کنار همان درخت همیشه سبز آخر کوچه، نذر سین عجابت نشد xa0، آخر سر هم هیچ درخت گیلاسی کاشته نشد،از آن به بعد xa...
عجبا :(
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:45
در بدترین حالت ممکن اردیبهشت نود و شش را از دست داده ام، تا ته ته تهش یک جایی توی ارشیو خالی خواهد ماند و من هی غصه خواهم خورد که لعنتی! درباره ی بوی خوش اردیبهشت ننوشتی ! حقیقتا چه غلطی میکردم وقتی اردیبهشت با تمام خاطراتش در حال تمام شدن بود ! حالا باید بنشینم و زور بزنم تا اردیبهشت نود و ششم برگر...
من .
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:45
گفت امشب مال من باش ؛فکر کردم اخرین بار کی برا تو بودم،اخرین بار کی خواستی که برا تو باشم، برا کسی بودن یادم رفته بود،یا شایدم از اول بلد نبودم...من دختر معشوقه ی محبوب نبودم،بودم؟
کاشی آبانماهان
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:45
من در آبانماه به دنیا امدم، در آبانماه عاشق شدم و در آبانماه برای اولین بار به فریاد گفتم دوستش دارم :) توی یکی از همین آبانماه ها هم بود که تصمیم گرفتم بنویسم! همه ی وبلاگ هایم را از آبانماه شروع کرده ام و چه خوب!xa0 اگر جا داشت دلم میخواست توی یکی از همین آبانماه ها چشم هایم را ببندم و بروم دور تر...
پس بیندازش لطفا ک
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:45
از بین این ربات های متفاوتِ تلگرام، هیچ رباتی را پیدا نکردم که ویژگی های محبوبم را بگیرد و یکی عینا مثل محبوب گرانقدرم را پس بیندازد. مثلا به ربات xa0میگفتم : قدرتمند باشد، قدرتمند باشد، قدرتمند باشد و هی قدرتمند باشد عزیز جان!برچسبها: کو
سنائی vs الف.ش
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 12:20
سنائی : گاو را باور کنند اندر خدائی عامیان نوح را باور ندارند از پی پیغمبری الف.ش : از این به بعد همتون باس رسوای جماعت شین دموکراسی و التزام به تمکین در برابر نظر عموم کیلو چند؟ نه واقعا کیلو چند؟
به "نیست" ها فکر نکنیم
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:46
نمیخواهم به رویاهایم فکر کنم؛ می ترسم کسی از راه برسد و آن ها را با خودش ببرد، می ترسم کسی از راه برسد و تو را از توی سرم جمع کند و با خودش ببرد. می ترسم روزهای بعد از تو به "نیست " ها فکر کنم... . می ترسم یک دفعه تمام زندگی ام نیست بشود..
بیدار باش!!!
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 14:16
یا این پنج صبح ها یک طوریشان شده یا خاطرت که رهایم نمیکند ... .
خیلی وووی!
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 11:00
xa0xa0 xa0فکرش را بکن! تنبل ترین پاندای دنیا را در آغوش بگیری وهوای سرد اردبیل هر دوی تان را فرو برد :)
اسمی دارد؟
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 11:00
xa0 کم پیش می آید که صبح ها به یاد کسی بیوفتم ؛ خیلی کم پیش می آید که دلم برای کسی غنچ برود، خیلی کم! xa0اما امروز تمام چیزهایی که پیش نمی آمدند ، پیش آمدند ؛ حقیقتش تا آمدم چشم هایم را باز کنم خاطرش پرید توی چشم هایم و بعد ریخت روی درخت نخلی که رها چسبانده به دیوار اتاق ، فکر کردم حتما شبیه درخت نخ...
حوالی خانه ی رویاها
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 11:00
1-بیشتر بچه ها نوشتن را بلد نبودند برای همین قرار شد اول در باره ی موضوع صحبت بکنیم و بعد درباره اش در مدت کوتاه تری بنویسیم ؛ موضوع انتخابی" خانه ی رویاها " بود،عادی بود که هر کدام از بچه ها رویای خودش را داشته باشد، یکیشان خانه ای را که بوی قرمه سبزی بدهد خانه ی رویاها میدانست و دیگری خانه ای را ک...
مرا بخوان !
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 11:00
چرا چشم های xa0خیسم ، گونه های سرخم ،xa0 دستان لرزانمxa0 وxa0 تپش قلبمxa0 خبر از سر درون نمی دهند؟
مهرماه کاشی شماره 30
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 11:00
xa0 این هم از پایان مهری که بی مهر گذشت... .xa0
آبانماه کاشی شماره یک
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 11:00
من از رسیدن آبان میترسم . من از نبودن های آبان میترسم. من از آبانی که دست هایت از دل خودش بیرون کشید میترسم. من از سه شنبه های آبان میترسم. من از هوای مه آلود آبان می ترسم. من از آشنایی های آبان میترسم. من از آبان هایی پاییزی میترسم. من از خاطرات خیس xa0آبان میترسم. من از شب های آبان میترسم. من از چ...
31
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:27
xa0 سی و یکیمن پست "خوشبختی های زرده بالا آورده +ام" را تقدیم میکنم به :xa0 تنها انار دوست داشتنی دنیا xa0 + xa0
حواستان هست؟
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:27
حواستان هست پرسیدن اینکه امام حسین(ع) چرا کشته شد هزاران بار مهم تر از پرسیدن این است که امام حسین(ع)چگونه کشته شد!؟ ای کاش صحبت از اهداف بود نه صحبت از بلا و مصیبت.xa0
که
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 14:33
عاقب یک روزی صاحب xa0د س ت ا ن تxa0 شوم!
بیایید تمامش کنیم.
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 14:33
xa0 وبلاگ بیشتر از اینکه بچه ی ادم باشد به "لباس مجازی" ادما شباهت دارد. میدانید!؟ ما وبلاگ نویس ها این توانایی را داریم که قسمت های نه چندان محبوب زندگیمان را قیچی کنیم و بقیه را بریزیم توی وبلاگو خود جدیدی بسازیم.... xa0وبلاگ و فضای مجازی و تمام این شبکه های اجتماعی طوریست که هر کدام از ما میتوانی...
از لباسش محبت می ریزد. حتما!
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 17:34
xa0 چند وقت بعد از سخنرانی اخوندی که از قم آمده بود آزاده ازم پرسید xa0که واقعا میتواند عاشق آخوندی چشم آبی شود ؟ فکر کردم نمیتواند. فکر کردم چهxa0آخوند باشد و چه غیر اخوند حداقل باید از نظر دین و مذهب و فرهنگ xa0به طرفش نزدیک باشد و بعد عاشق شود، با حودم فکر کردم چه چیز طلبه ی جوان غیر از چشم های ا...