خرید بک لینک

چند وقت بعد از سخنرانی اخوندی که از قم آمده بود آزاده ازم پرسید که واقعا میتواند عاشق آخوندی چشم آبی شود ؟ فکر کردم نمیتواند. فکر کردم چه آخوند باشد و چه غیر اخوند حداقل باید از نظر دین و مذهب و فرهنگ به طرفش نزدیک باشد و بعد عاشق شود، با حودم فکر کردم چه چیز طلبه ی جوان غیر از چشم های ابی و چهارشانه بودن میتواند چشم ازاده را بگیرد؟ خوب ، هیچ گزینه ی دیگری برای دختری با هزار دوست پسر متفاوت وجود نداشت. پرسیدم : (( واقعا کدام قسمت یک آخوند چشمت را گرفته که منتظر اجازه برای عاشق شدنی؟ )) گفت : (( محبت کردنش! گفت احساس میکنم لااقل اخوندها که لباس پیامبران را میپوشند و حرف از دین و مذهب میزنند باید محبت کردن به زن را جزو واجبات زندگیشان بدانند و از هیچ تلاشی برای محبت کردن به زنشان دریغ نکنند )) گفتم : ((هوم!))

خوب زن ها تشنه ی محبتند و بالطبع توی هر چیز و هرجایی دنبال محبتند، حتی توی لباس ها !!

برچسب: نویسنده: مانی زارعی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 17:34

صفحه بندی