
قبلا آنلاین میشد ، دست و دلم میلرزید و چیزی نمیتونستم براش بنویسم ، میرفت...حالا آنلاین میشه، چشامو تنگ میکنم و قلبم یخ میزنه، چیزی براش نمینویسم و میره... گوش کنیم : سلام، {با نیش باز میفرماید :سلام آخه عزیزم } ...
ادامه مطلب
از بین این ربات های متفاوتِ تلگرام، هیچ رباتی را پیدا نکردم که ویژگی های محبوبم را بگیرد و یکی عینا مثل محبوب گرانقدرم را پس بیندازد. مثلا به ربات میگفتم : قدرتمند باشد، قدرتمند باشد، قدرتمند باشد و هی قدرتمند باشد عزیز جان!برچسبها: کو...
ادامه مطلب
نمیخواهم به رویاهایم فکر کنم؛ می ترسم کسی از راه برسد و آن ها را با خودش ببرد، می ترسم کسی از راه برسد و تو را از توی سرم جمع کند و با خودش ببرد. می ترسم روزهای بعد از تو به "نیست " ها فکر کنم... . می ترسم یک دفعه تمام زندگی ام نیست بشود.....
ادامه مطلب
چند وقت بعد از سخنرانی اخوندی که از قم آمده بود آزاده ازم پرسید که واقعا میتواند عاشق آخوندی چشم آبی شود ؟ فکر کردم نمیتواند. فکر کردم چهآخوند باشد و چه غیر اخوند حداقل باید از نظر دین و مذهب و فرهنگ به طرفش نزدیک باشد و بعد عاشق شود، با حودم فکر کردم چه چیز طلبه ی جوان غیر از چشم های ابی و چهارشانه بودن میتواند چشم ازاده را بگیرد؟ خوب ، هیچ گزینه ی دیگری برای دختری با هزار دوست پسر متفاوت وجود نداشت. پرسیدم : (( واقعا کدام قسمت یک آخوند چشمت را گرفته که منتظر اجازه برای عاشق شدنی؟ )) گفت : (( محبت کردنش! گفت احساس میکنم لااقل اخوندها که لباس پیامبران ر...
ادامه مطلب
حاج مهدی رسولی هیئت ثارالله زنجان - کلیک، کلیک ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب