خانوادگی طبع شیرینی دارند و از چایی هایمان ایراد میگیرند. به فسنجان چپ چپ نگاه میکنند و از آب کثیف خزر حرف میزنند.عاشق هوای مه آلود کوه هستند و یک چیزهایی سوغاتی آورده اند که نمیدانیم چیست! اسم پسر کوچک ترشان یاسان است. چند باری دستم را میگیرد توی دست های کوچکش و برایم تند تند پلک میزد. فسقلچه قرار است برایم یکی از پسر های شهرشان را پست کند. میگوید ازدواج با پسر های جنوبی به خصوص ما بندرعباسی ها از همه لحاظ سودمند است. طوری صحبت میکند که تقریبا بعد از نیم ساعت متوجه میشوم چه میگوید. دایی اش را نشان میدهد و میگوید : ( این یکی پوچ از اب در اومده. وگرنه همه پسرای ما جذابن. مثل من! این یکی خجالتیه همش به تی وی نگاه میکنه وگرنه ماها انقدر خجالتی نیستیم که!) دایی اش میخندد و یک چیز هایی درگوش یاسان میگوید که بلاچه میرود توی اتاق و جیغ میزند. متوجه نمیشوم چه میگوید. بعد از رفتنش گوشی ام را میگیرم توی دستم و به این فکر میکنم که چطور یاسان را بدزدم و از سقف اتاقم اویزانش کنم، البته نه به عنوان کیسه بکس که دایی اش گزینه ی بهتریست ؛ دلم میخواهد به عنوان یک چیز دوست داشتنی بالای سرم آویزانش کنم و هر صبح با دیدن قیافه ی سیاه سوخته ی خنده دار و با نمکش غش غش بخندم و برایش زبان در بیاروم.
خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...
ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال میکنید
برچسب: صورت کوچک,آرایش صورت کوچک,مدل موی صورت کوچک,عینک برای صورت کوچک,درمان کوچکی صورت,صورت فلکی خرس کوچک,مدل مو برای صورت کوچک,صورت فلکی شیر کوچک,کوچکی صورت,کوچکترین صورت دنیا, نویسنده: بازدید: 25