
برای تولد هر سال آهنگی برای گوش دادن انتخاب میکنم ، چند سال قبل ، شاید دو سال قبل کوه احسان حائری را انتخاب کرده بودم، آهنگ امسال را تنهای تنهای معین انتخاب کردم ، توی ماشین های زرد رنگ درست سر پیچ جاده ی کوهستانی اردبیل صدای آهنگ را میبردم تا ته ، معین فریاد میکشید ، توی بالکن می ایستادم ، به زمین فوتبال روبه رو نگاه میکردم و هزار بار صدای معین را توی گوشهایم میچرخاندم ، درست زمانی که همه را پس میزدم و توی اتاق قهوه ای تنها میماندم یکهو معین می آمد سراغم ، توی فضا میچرخید...
ادامه مطلب
امروز روز من است . تمامی لحظات خوش امروز به اسم من است . xa0امروز عمیق تر از هر روز دیگری زندگی در من آغاز میشود . امروز منی متولد میشود و عشقی را عمیق تر میکند .xa0 پ.ن : دلم میخواهد از همین منبع از پدر و مادرم گرامیم برای رساندنم به اینحا و این لحظات زیبا تشکر کنم . امیدوارم اگر به گذشته بازگردند . باز هم دلشان مرا بخواهد و این ها .xa0...
ادامه مطلب
من در آبانماه به دنیا امدم، در آبانماه عاشق شدم و در آبانماه برای اولین بار به فریاد گفتم دوستش دارم :) توی یکی از همین آبانماه ها هم بود که تصمیم گرفتم بنویسم! همه ی وبلاگ هایم را از آبانماه شروع کرده ام و چه خوب!xa0 اگر جا داشت دلم میخواست توی یکی از همین آبانماه ها چشم هایم را ببندم و بروم دور ترین جای ممکن، مثلا روی ماه، بنشینم روی ماه و فکر کنم چه شد که اسمم را گذاشتند آی ناز ! ( آی ، در زبان ترکی معنای ماه را میدهد) برچسبها: من خانوم...
ادامه مطلب
xa0 این هم از پایان مهری که بی مهر گذشت... .xa0...
ادامه مطلب
من از رسیدن آبان میترسم . من از نبودن های آبان میترسم. من از آبانی که دست هایت از دل خودش بیرون کشید میترسم. من از سه شنبه های آبان میترسم. من از هوای مه آلود آبان می ترسم. من از آشنایی های آبان میترسم. من از آبان هایی پاییزی میترسم. من از خاطرات خیس xa0آبان میترسم. من از شب های آبان میترسم. من از چایی های سر نکشیده xa0آبان میترسم. من از مرور چشم هایت میترسم. من از تمام دست های تنها مانده ی دنیا میترسم. من از نبودنت میترسم. من از جا ماندنِ بدون تو میترسم. میترسم. می ترسم. می ترسم. می ترسم. م ی ...
ادامه مطلب